

در این وبلاگ از اشعار و متون شاعران و
نویسندگان پارسی گوی گلچین و گزیده ای
بر طبق ذوق و سلیقه شخصی گردآوری کردم
که امیدوارم از آن لذت ببرید.
*اشعار و متون حاضر غالبا از سایت گنجور
و نرم افزار لوح فشرده انتخاب شده اند.
برچسب: زبان,
نویسنده: کارن حیدریان


در این وبلاگ از اشعار و متون شاعران و
نویسندگان پارسی گوی گلچین و گزیده ای
بر طبق ذوق و سلیقه شخصی گردآوری کردم
که امیدوارم از آن لذت ببرید.
*اشعار و متون حاضر غالبا از سایت گنجور
و نرم افزار لوح فشرده انتخاب شده اند.
بهشت نام باغی در آن دنیای دیگر نیست،بهشت نام باغی که هست نیست،
بهشت نام باغی است که دل های بهشتی به یاری هم می توانند ساخت،گل های رنگین و معطرش را
در مرتع جان های هم می توانند کاشت .
و پرندگان و حوران و پریانش را
در فضای خیالات بهشتی به یاری یکدیگر می توان آفرید .
و نهرهایش را
به سرانگشت هنرمند یکدیگر
در زمین احساس های پر برکت و بارآور
می توان جاری ساخت...
برچسبها: دکتر علی شریعتی
برچسب: بهشت,
نویسنده: کارن حیدریان
به سوزنی ز ره شکوه گفت پیرهنیببین ز جور تو، ما را چه زخمها بتن استهمیشه کار تو، سوراخ کردن دلهاستهماره فکر تو، بر پهلوئی فرو شدن استبگفت، گر ره و رفتار من نداری دوستبرو بگوی بدرزی که رهنمای من استوگر نه، بیسبب از دست من چه مینالیندیده زحمت سوزن، کدام پیرهن استاگر به خار و خسی فتنهای رسد در دشتگناه داس و تبر نیست، جرم خارکن استز من چگونه ترا پاره گشت پهلو و دلخود آگهی، که مرا پیشه پاره دوختن استچه رنجها که برم بهر خرقه دوختنیچه وصلهها که ز من بر لحاف پیرزن استبدان هوس که تن این و آن بیارایممرا وظیفهٔ دیرینه، ساده زیستن استز در شکستن و خم گشتنم نیاید عارچرا که عادت من، با زمانه ساختن استشعا
ای آن که غمگنی و سزاواریوندر نهان سرشک همی باریاز بهر آن کجا ببرم نامشترسم ز بخت انده و دشواریرفت آن که رفت و آمد آنک آمدبود آن که بود، خیره چه غمداری؟هموار کرد خواهی گیتی را؟گیتیست، کی پذیرد همواریمستی مکن، که ننگرد او مستیزاری مکن، که نشنود او زاریشو، تا قیامت آید، زاری کنکی رفته را به زاری باز آری؟آزار بیش بینی زین گردونگر تو به هر بهانه بیازاریگویی گماشتهست بلایی اوبر هر که تو دل بر او بگماریابری پدید نی و کسوفی نیبگرفت ماه و گشت جهان تاریفرمان کنی و یا نکنی، ترسمبر خویشتن ظفر ندهی باری!تا بشکنی سپاه غمان بر دلآن به که می بیاری و بگساریاندر بلای سخت پدید آیدفضل و بزرگمردی و سالاری
برچ
برچسب: غمگنی,
نویسنده: کارن حیدریان

![]()
یا رب ز شراب عشق سرمستم کن
و ز عشق خودت نیست کن و هستم کن
و ز هر چه بجز عشق تهیدستم کن
یکباره به بند عشق پابستم کن
![]()
برچسب:
نویسنده: کارن حیدریان